close
تبلیغات در اینترنت
خلاصه قسمت آخر زبان عشق

فیلم و سریال هندی,سریال زبان عشق,سریال قبول میکنم,سریال جودا و اکبر

http://hendiya.r98.ir/

خلاصه قسمت آخر زبان عشق

  خلاصه قسمت آخر زبان عشق خلاصه سریال هندی زبان عشق برای دیدن خلاصه کامل لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید قسمت اخر شروع میشه با بانی که به تینا میگه من نمیخواستم خوشیتو ازت بدزدم.بانی دسته تینا رو میزاره تو دسته سمیر و ب تینا میگه از امروز ب بعد سمیر ماله توعه.تینا دستشو میکشه و دسته بانی رو میگیره خودشو میزنه میگه منو بزن بزن مجازاتم کن من خودخواهی کرد من کاره بدی کردم منو ببخش ازت خواهش میکنم.بانی تینا رو بغل میکنه و هردو گریه میکنن.تینا به سمیر میگه من باهات خیلی بد کردم توهم منو ببخش لطفا…

  خلاصه قسمت آخر زبان عشق خلاصه سریال هندی زبان عشق برای دیدن خلاصه کامل لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید قسمت اخر شروع میشه با بانی که به تینا میگه من نمیخواستم خوشیتو ازت بدزدم.بانی دسته تینا رو میزاره تو دسته سمیر و ب تینا میگه از امروز ب بعد سمیر ماله توعه.تینا دستشو میکشه و دسته بانی رو میگیره خودشو میزنه میگه منو بزن بزن مجازاتم کن من خودخواهی کرد من کاره بدی کردم منو ببخش ازت خواهش میکنم.بانی تینا رو بغل میکنه و هردو گریه میکنن.تینا به سمیر میگه من باهات خیلی بد کردم توهم منو ببخش لطفا…

جدید ترین مطالب سایت

Last posts
خلاصه قسمت آخر زبان عشق
خلاصه داستان :

 


خلاصه قسمت آخر زبان عشق





خلاصه سریال هندی زبان عشق
برای دیدن خلاصه کامل لطفا به ادامه مطلب مراجعه کنید

قسمت اخر شروع میشه با بانی که به تینا میگه من نمیخواستم خوشیتو ازت بدزدم.بانی دسته تینا رو میزاره تو دسته سمیر و ب تینا میگه از امروز ب بعد سمیر ماله توعه.تینا دستشو میکشه و دسته بانی رو میگیره خودشو میزنه میگه منو بزن بزن مجازاتم کن من خودخواهی کرد من کاره بدی کردم منو ببخش ازت خواهش میکنم.بانی تینا رو بغل میکنه و هردو گریه میکنن.تینا به سمیر میگه من باهات خیلی بد کردم توهم منو ببخش لطفا تو خواهرمو دوست داری میدونم لطفا هیچوقت ناراحتش نکن.بانی میگه چی میگی تینا تینا گف سمیر خیلی دوست داره سمیر گف بانی اره من دوست دارم ولی مجبورت نمیکنم باهام باشی.سمیر زانو زدو گف بانی بیهان پانده ماله من و شریکه زندگیه من میشی؟بانی قبول کردو سمیرو بانی همو بغل کردن.تینا و مونا هم لبخند زدن.تینا به مونا گف معذرت میخوام ازت تازه فهمیدم که تو همیشه خوشحالی و خوشیه منو میخواستی ولی من اصلا به فکرت نبودم بهت توجه نمیکردم.مونا گف اشکالی نداره.تینا گف از این به بعد باهام میمونی همیشه نه؟توهم شریکه زندگیم میشیی؟همیشه به فکره خوشحالیم هستی دیگه نه؟مونا گف نه.تینا ناراحت شد.مونا گف من ازت ناراحتم تازه ب حرفه کسیم به جز قلبم گوش نمیدم.و الانم قلبم داره میگه که من همیشه باهات میمونم و به تو تعلق دارم.تینا یهو خوشحال شد و مونا بغلش کرد.... همه صدایه داد و بیداده واسو رو شنیدن اومدن تو حال.واسو دسته اریین گرفته بودو و هلش داد گف ازاینجا گمشو بیرون.همه میان بابوجی میگه چی شده؟واسو گف این بیهان نیس آریین کانا هه.همه شوکه شدن... دالی گف چی میگین واسو خانم.واسو گف دارم راست میگم این اریینه تاپکی خانم خودش خوب میدونه هه مگه نه تاپکی؟تاپکی سرشو انداخت پایین.اریین گف به تاپکی کاری نداشته باشین همش تقصییره منه من بهتون راستشو میگم.اریین همه چیو برا اعضایه خونواده تعریف کرد.واسو گف خجالت نمیکشی؟ما تورو تو خونمون تو دلمون راه دادیم اونوقت تو باما چیکار کردی ها؟واسو گف سمیر زنگ بزن به پلیس .پلیسا خودشون مجازاتش میکنن.بابوجی گف نه من خودم شخصا مجازاتش میکنم.بابوجی رف اسلحه اوورد.اسلحه رو گرفت رو به اریینو گف چطور تونستی عشقو عزت و ابرویه ماهارو زیره سوال ببری من واقعا فک میکردم تو بیهانه منی با این کلکی که بهمون زدی . دیگه نمیزارم زنده بمونی.مونا اومد جلو گف لطفا داداشمو نکشین.اریین برادره بزرگتره منه.تینا گف اون برادرته؟ینی تو هم شریکه جرمشی ها؟مونا با شرمندگی گف اره یه جورایی همینطوره.داداشم به خاطره من اومده اینجا.من تو این چند وقت متوجه شدم که اون خیلی تعقییر کرده دیگه مث قبل نیس خواهش میکنم به جایه مجازات کردنه اریین منو مجازات کنین.اریین از حرفایه مونا خوشحال شدو مونا و اریین همو بغل کردن.واسو یهو گف همش تقصییره تاپکیه اون اریین رو اوورد به اینجا.تینا گف مامان چطور تونستی همچین کاری باهامون بکنی.تاپکی گف معذرت میخوام چاره دیگه ایی نداشتم به خاطره خونوادمو بچه هام مجبور شدم اینکارو بکنم.واسو اومد جلو گف حواست باشه چی میگی .واسو میزنه زیره گوشه تاپکی و بهش میگه اشتباهیه که خودت کردی سعی نکن بهونه بیاری بچه ها و خونوادتتو شریکه جرمت نکن.واسو خواست ی سیلی دیگه بزنه به تاپکی که بانی نزاشت و دسته واسو رو گرفت.... بانی به واسو گف مامان داره راست میگه.اشتباه از من بوده نه از مامان.تاپکی گف بانی چیزی نگو من قبلا قسم ت داده بودم.بانی گف مامان با دیدنه این اشکات نمیتونم دیگه ساکت بمونم معذرت میخوام ولی باید حرفمو بزنم.بانی گف میدونین مامان چرا اریینو اوورد اینجا؟به خاطره من و تینا به خاطره زندگیه من.من میدونستم این اریینه .اریین کمکمون کرد مشکلاتمون حل شه نزاشت رابطه مادر و دختری بینه منو مامانم از بین بره.اگه بابا هم بود همینکارارو میکرد دیگه.اریین تازه باعث شد ی مدت منو تینا جایه خالیه بابا رو حس نکنیم.تینا گف اره اصن قبول میکنیم ک تو راست میگی ولیی قضیعه اون عروسیمون چی ها؟بانی گف الان بهتون راستشو راجبه اون روز میگم.اصلا تقصییره مامان نبود.همش زیره سره کوسی بود.اریین گف اره کوسی تاپکی رو تو یه اتاق زندونی کرده بود.بانی گف مامان خیلی خوبه این همه هرچی دهنتون بود بهش گفتین ولی اون سکوت کردو حقیقتو نگفت بهتون.همش تقصییره من که به کوسی اعتماد کردم.بانی از تینا معذرت خواست و تینا اومد جلو گف منم بهت کم بدی نکردم بانی منو ببخش.تینا به تاپکی گف مامان به تو بیشتر از همه بد کردم منو ببخش لطفا.تاپکی گف اشکالی نداره شما دوتا دلیله زندگیمین.تاپکی و بانی و تینا همو بغل کردن اریین لبخند زد داشت میرف مونا گف کجا میری داداش.اریین گف ب چیزی که میخواستم رسیدم از جمله به خوشحالیه ی خونواده و داداشم رسیدم.حالا وقته رفتنم رسیده.اریین گف مراقب خودت و تینا باش هیچوقت ناراحتش نکن.اریین از همه معذرت میخواد داشت میرف ک واسو به اریین گف بیهان.اریین برگشت گف بله مامان.واسو اومد جلو گف تو دقیقا شبیه بیهانه منی تو این مدت ک اینجا بودی اصلا شک نکردم ک تو بیهان نیستی منو وابسته ب خودت کردی الان داری ولمون میکنیو میری؟من نمیزارم جایی بری.اریین لبخند زدو واسو رو بغل کرد همه خوشحال شدن.واسو گف اره نمیزارم جایی بری. درسته اریین کانایی ولی برا منو بقیه اعضایه این خونواده بیهانی.واسو به تاپکی گف هرچی اریین بهت تو اتاق گفتو من شنیدم اون واقعا دوست داره میتونم عشقو از تو چشاش ببینم تو چشاش عشقو حقیقت موج میزنه.این عشقو بپذیر.تاپکی گف اع نه مامان من جز بیهان نمیتونم دیگه با کسی باشم.واسو گف اریین هم مثه بیهانه دیگ.نگاش کن ادم با دیدنش یاده بیهان میوفته.تینا گف اره مامان این همه سال به خاطره ما زندگی کردی حالا به خاطره خودت زندگی کن.بانی گف مامان مامان توهم حق داری خوشحال باشی.بابوجی گف ما مث همیشه باهاتیم.واسو به تاپکی گف این همه سال برای خوشحالی این خونواده زحمت کشیدی.وظیفه هاتو ی عنوانه ی عروس کامل انجام دادی حالا وقتش رسیده ما به وظیفمون برسیم و ووظیفمون خوشحال کردنه توعه.اریین گف اره خوشحال کردنه تاپکی وظیفه منم هست من همیشه خوشحال نگهش میدارم.تاپکی یاده روزه نامزدی و عروسش با بیهان میوفته یهو #روحه بیهان رو میبینه .بیهان بهش لبخند میزنه.و تاپکی با ازدواجه با اریین موافقت میکنه.اریین به پیشونیه تاپکی سیندور میزنه و همه دست میزنن.مونا گف حالا وقته سلفی گرفتنه .بانی گف عجبببب.سمیر گف اره بگیریم سلفی بگیریم.تاپکی گف من همیشه همراتون میمونم تاپکیه دوست داشتنیتون.همه سلفی میگیرن باهم(پ.ن:سوتی رو داشته باشین تو عکسه دسته جمعی بانی نیس خخخ)............و پـــــــایــــــان

 

منبع مهلا بالیوودMahlanamasha نماشا

 

 


لطفا برای دیدن این قسمت کلیک کنید

در کانال تلگرام ما میتونید به راحتی به طور کامل سریال رو دانلود کنید


دوستان برای ادامه خلاصه ها لطفا همکاری کنید

حمایت مالی به شماره ای کارت زیر بانک ملی

6037991821676966

به حساب:مریم

دوستان اسم زمان مبلغ ارسال خودتون رو بگین تا درخواستاتون رو زود بزارم همیشه


دوستان لطفا از ما حمایت مالی کنید برام خیلی سخته


دوستان برای دریافت حمایت از سایت کانال تلگرام رو دنبال کید
کلیک کنید

توضیحات / دانلود گزارش کد : 224

اخبار سینما

اخبار سینمای داخل و خارج

250 فیلم برتر

250 فیلم برتر از نگاه سایت imdb

نقد و بررسی

نقد و بررسی بهترین فیلم های جهان